X
تبلیغات
رایتل
زنگ تفریح
 
 
تاریخ :  شنبه 28 بهمن‌ماه سال 1391
نویسنده :  pooriya
گوشی موبایلم تو دستم بود .
دوستم میگه :این گوشیته؟

میگم:پــ نــ پــ کنترل تلوزیونمونه گرفتم تو دسم گم نشه



رفتم دکتر (۹۰ سالشه) به من میگه: مریضی؟ میگم: پـَـــ نــه پـَــ اومدم خاطرات جنگ جهانی رو با هم مرور کنیم.



داشتم یه گربه رو تو سبد می بردم صدای میو میوش کل خیابون رو برداشته بود …
دختره میگه گربس؟! پـَـــ نــه پـَـــ نهنگه اختلال ژنیتیکی پیدا کرده !!!



یه کف گرگی زدم تو صورتش
میگه: خواستی عصبانیتتو روم خالی کنی؟
گفتم : پـَـ نـَـ پـَـ خواستم بگم آی لاو یو



رفتم ساعت سازی به یارو می گم ساعتم کار نمی کنه، میپرسه یعنی درستش کنم؟
پـــ نه پـــ باهاش صحبت کن سر عقل بیاد بره سر کار!!!




تعداد بازدید ها: 84082