X
تبلیغات
رایتل
زنگ تفریح
 
 
تاریخ :  جمعه 15 دی‌ماه سال 1391
نویسنده :  pooriya

یارو نشسته بود داشت تلویزیون میدید که یهو مرگ اومد پیشش !


مرگ گفت : الان نوبت توئه که ببرمت !


مرده یه کم آشفته شد و گفت : داداش اگه راه داره بیخیال ما بشو بذار واسه بعدا


مرگ : نه اصلا راه نداره ! همه چی طبق برنامست ! طبق لیست من الان نوبت توئه


مرده گفت : حداقل بذار یه شربت بیارم خستگیت در بره بعد جونمو بگیر . . .


مرگ قبول کرد و مرده رفت شربت بیاره ! توی شربت ۲ تا قرص خواب خیلی قوی ریخت !


مرگ وقتی شربته رو خورد به خواب عمیقی فرو رفت . . .


مرده وقتی مرگ خواب بود لیستو برداشت اسمشو پاک کرد نوشت آخر لیست و منتظر

شد تا مرگ بیدار شه . . .


مرگ وقتی بیدار شد گفت : دمت گرم داداش حسابی حال دادی خستگیم در رفت  


به خاطر این محبتت منم بیخیال تو میشم و میرم از آخر شروع به جون گرفتن :lol:


تعداد بازدید ها: 84126